http://mihanhamkar.com/register.php?reagent_id=3815 همکاری در فروش فایل میهن همکار
دوشنبه ۳۰ مهر سال ۱۳۹۷

نماد و نشانه‌های فرهنگی

در طول تاریخ بشریت، انسان‌های اولیه برای تعاملات با یکدیگر غالباً از علائم و نشانه‌ها استفاده می‌کردند، بطوری که نوع زندگی، کار و شغل آن‌ها از طریق میراث فرهنگی بدست آمده از نمادها که بصورت سنگی- فلزی یافت می‌شود، بوده است. در طول تاریخ نمادها بصورت‌های مختلف نقاشی، تصویر یا علامت بوده و همچنان بخشی از تفهیم موضوعات با سرعت بالا از طریق علائم و نشانه‌ها صورت می‌گیرد مانند نمادهای راهنمایی و رانندگی. چون علائم نشانگر مفاهیم می‌باشد، می‌تواند جنبه‌های منفی و یا مثبت داشته باشد. مثبت مانند آرم سپاه و منفی مانند آرم‌های شیطان پرستی.  حقایق و وقایع بی شماری در ماوراء درک بشر قرار دارند که او را وا می‌دارد تا برای ابراز اندیشه‌ها و مفاهیمی که بیان و توصیف کلامی آنها مشکل است، نظامهایی از علائم گوناگون ابداع کنند. کارل گوستاو یونگ می‌گوید واژه یا تصویر زمانی یک نماد است که متضمن چیزی در ماوراء معنای آشکار و مستقیم خود باشد. نماد دارای جنبه ای وسیع و ناخودآگاه است که هرگز نمی‌توان به طور دقیق آن را تعریف و یا به طور کامل آن را توصیف کرد.

هنگامی که ذهن به تحلیل نماد می‌پردازد با اندیشه هایی برخورد پیدا می‌کند که در ماوراء قابلیتهای منطقی – عقلانی آن قرار دارند. اندکی تامل و در خود فرو رفتن ما را به این نتیجه می‌رساند که بشر قادر به دریافت و درک کامل همه چیز نیست. او می‌تواند ببیند، بشنود، لمس کند و بچشد، اما قابلیتهای دیداری و شنیداری و تمام آگاهی هایی که از طریق قوای لامسه و چشایی می‌توانند برای او حاصل شوند وابسته به تعداد و کیفیت قوای احساسی اوست و در نتیجه محدود است.

زندگی اجتماعی ما ناشی از برقراری ارتباط است. انسانها مفاهیم بعید زمانی و مکانی را علاوه بر به کارگیری زبان گفتاری، از طریق استفاده از علائم نوشتاری در تمام ابعاد آن ابراز می‌کنند و از این طریق ایجاد ارتباط می‌نمایند. امروزه بیش از هر زمانی از علائم در جایگزینی و پر محتوا کردن علائم محدود الفبائی (یعنی حروف) استفاده می‌شود. این علائم نظیر نشانه‌ها یا علائم تصویری موجود در ایستگاه‌های راه آهن، فرودگاه ها، خیابانها و سایر مکانهای عمومی ممکن است. این نمادها همه جا به چشم می‌خورند: روی بسته بندیها، قوطی ها، جعبه ها، وسایل نقلیه، کاغذ، در تابلوهای مربوط به تظاهرات، در بازیهای عمومی، بازارها، نمایشگاهها و جشنواره ها. از آنجا که مدارک مستدل دال بر این هستند که این امر، یعنی استفاده از نمادها، از سرآغاز پیدایش تمدن جریان داشته است بی مناسبت به نظر نمی‌رسد که نگاهی کوتاه به تاریخچه ارتباط انسانها بیاندازیم.

رمز پردازی یا نمادگرایی یک ابزار دانش کهن و قدیمی‌ترین و اصولی‌ترین بیان مفاهیم است.نمادگرایی در طی زمان‌ها و قرون بدست آمده و در تفکرات و رویاهای نژاد‌های مختلف جای گرفته است و در فراسوی مرزهای ارتباطی جای دارد.نماد اندیشه را بر می‌انگیزد و انسان را به گستره تفکر بدون گفتار رهنمون می‌شود و این ترجمان کوششی است جهت دستیابی و تجسم مفاهیمی که از ورای ابهامات انسان را احاطه کرده است. در نمادگرایی عین و ذهن دارای همگونی و پویایی از پیش انگاشته ای است. بر خلاف علامت یا همان Sign یا نشانه که یک نشان قراردادی است و عین و ذهن نسبت به هم بیگانه اند.

اصطلاح سمبول که در فارسی دری به نماد ترجمه شده است، اصلاٌ از ریشه مصدر یونانی، سمبالین به معنای « به هم پیوستن » و « به هم انداختن » و اسم مشتق یعنی سیمبُلُن از آن ناشی گردیده است. سیمبلن در زبان یونانی باستان به معنای « نشان ، مظهر ، نمود و علامت » به کار رفته است.

اما نماد آفرینی در تاریخ بشر پیشینه ای دور دارد. بدین معنی که هزاران سال قبل از به وجود آمدن مکتب سمبولیسم، انسان برای تبیین پدیده‌های طبیعت و بیان احساسات و عواطفش، از نماد‌ها استفاده می‌کرده است. هرگاه ما به مطالعه باور‌های دینی و اساطیر انسان‌های بدوی بپردازیم، با انبوهی از نماد هایی که هر کدام معرف بخشی از عقاید آنان در مورد طبیعت، زندگی و مرگ بوده است، برمی خوریم. انسان بدوی در ورای پدیده‌ها و حادثه‌های طبیعی نیروی مرموز و روحی نهفته را می‌بیند که آن روح یا نیرو سبب موجودیت یا حادث شدن آن پدیده یا حادثه است. از دیدگاه انسان بدوی جهان مشبوع از ارواح و نیروهای مرموزی است که پدیده‌ها و حوادث مظهری از آن نیرو‌ها یا ارواح هستند.

در طول تاریخ از نماد، که نوعی علامت واجد هویت بصری است، به عنوان ابزاری برای ایجاد ارتباط استفاده شده است. تصور بر این است که انسان پیش از تاریخ با خراش دادن و ایجاد نقش بر دیوار غارهای آلتامیرا در اسپانیا و لاسکو در فرانسه تلاش داشته تا از این طریق به دیگران علائم خطر یا آگاهی دهد و یا پیام‌های دیگری را انتقال دهد. باستان شناسان لوازم و ابزارهایی را از یونان باستان یافته اندکه بر آنها نقوش و علائم نمادینی نقش بسته که احتمالاً معرف خالق آنها بوده است.

بر تابوت‌های مصری نیز نقوش نمادینی حکاکی شده است که احتمالاً نشان از هنرمند خالق آن دارد. در جوامع قرون وسطایی بازرگانان و صنعتگران برای مشخص کردن کالاها یا محصولاتشان از علائم و نمادهای خاصی استفاده می‌کردند که شناساگر آنها بود. چاپگران اواخر سدة نوزدهم میلادی نیز که به مهارت‌ها و استادی خود فاخر بودند، بر روی تمامی چاپنقش‌های خود نمادهایی را به صورت حرف، نشانه یا امضاء چاپ می‌کردند که معرف حرفه و صنعتگری آنان بود. در آغاز سدة بیستم نیز گاوچرانان آمریکایی برای مشخص کردن مالکیت دام‌های خود از علائم انحصاری استفاده می‌کردند. در واقع آنها از نوعی زبان تصویری استفاده می‌کردند که سابقة آن به مصریان باستان می‌رسد. نقوش مخطلط، علائم و نشانه‌های روی در و دیوارهای شهر را می‌توان همگی به عنوان تلاشی برای بیان احساسات، ایجاد ارتباط یا تلاشی جهت ابراز وجود دانست. مطالعه‌ی زندگی، اساطیر، و باورهای دینی و مذهبی انسان‌های نخستین گواه آنست که دنیای آنها جهانی بوده است، پر از نماد‌ها که آنها به وسیله همین نماد‌ها به توجیه و تبیین جهان و پدیده‌های آن می‌پرداخته اند، یا خود همین حوادث طبیعی توجیهی برای باور‌های آنها بوده اند. بعد از اینکه انسان مراحل ابتدایی تاریخ خود را پشت سر گذاشت و وارد مرحله‌ی مدنیت و شهر نشینی گردید و بینش علمی جانشین بینش اسطوره ای شد، نمادها آهسته- آهسته از صفحه خودآگاه ذهن انسان به سوی ژرفای بی انتهای ناخودآگاه رانده شدند و تنها سه پدیده؛ مذهب، هنر و عرفان است که تا هنوز هم به نمادها وفادار باقیمانده اند و از نماد‌ها برای بیان گفتنی‌های استفاده می‌برند

نماد به سادگی چیزی است که به جای چیز دیگر می‌نشیند و نشانه‌ی آن است یا بر آن دلالت دارد. به نظر می‌رسد که گرایش طبیعی برای ایجاد نمادها به شیوه ای که می‌اندیشیم و در هنر ما باید انعکاس یک ویژگی عمیق روان بشری باشد ارتباط داشته باشد. به عنوان مثال شیر را ذکر می‌کنیم . اساسا این حیوان تنها جانوری عظیم، قهوه ای رنگ، غران، از دسته گربه سانان است، به محض آنکه آن را سلطان جنگل یا فرمانروای جنگل بنامیم بصورت نماد در می‌آید. در واقع از همه آفریدگان این حیوان یکی از جانورانی است که بیش از همه درباره آن نماد سازی شده است. بخش اعظم این نماد سازی، جنبه دینی داشته است، حتی در میان اقوامی که شیر را بصورت وحشی نمی‌شناخته اند. 

نماد در هنر در سطوح مختلف و بر طبق اعتقادات و رسوم اجتماعی که الهام بخش هنرمند است عمل می‌کند. در میان چینیان نمادها ممکن است گاهی مبین بیش از یک تعاریف دلپذیر نباشد، یک ظرف یا بشقاب نقاشی شده که از میهمانی به عنوان هدیه به میزبانش تقدیم می‌شود، بر اثر انتخاب تصاویر تزیینی آن ممکن است برای دریافت دارنده آن، عمری طولانی، فرزندان بسیار، یا حتی موفقیت در امتحانات دولتی آرزو کند. این زبان نمادین روزگاری به طور گسترده در میان طبقه فرهیخته چین مفهوم داشت. در سطحی دیگر، پندارهایی وجود دارد که مربوط به پرستش می‌شود و بخش اعظم را تشکیل می‌دهد. لحظه ای جسم آدمی را در نظر بگیریم که هنرمند آن را برای نشان دادن یک خدا یا الهه بکار می‌برد، خود به خود جسم شخصی بدون نام است. باید نخست جامه ای به شیوه ای متمایز بر آن پوشانید تا آن را بتوان به صورت خدایی مشخص در آورد. بدین طریق هنرمند با بخشیدن ماده و هویت به موجوداتی که شکل آنها در واقع ناشناخته است تصویری نمادین می‌بخشد. جانوران دارای نیروی اسرارآمیز در بین ساکنان مناطق مختلف می‌باشند، پرندگان نه تنها موجب پیشگویی هوا می‌شدند بلکه آن را به طریقی ایجاد می‌کردند. آنها به عنوان مبشران خورشید و توفان مورد پرستش بودند.

تاریخچه

در حدود 40000 سال قبل بشر اولیه که از طریق شکار روزگار می‌گذراند به منظور انتقال افکار و امیال خویش به حک علائمی گرافیکی بر صخره‌ها پرداخت و بدین وسیله کوشید امیال و افکار خویش را از طریق تصویر به نمایش بکشد. از این رهگذر، اندیشه که تا آن زمان صرفاً از طریق صوت (زبان) یا حرکات (حالت دستها) بیان می‌شد، این قابلیت را پیدا کرد که بتواند ثبت گردد و ماندگار شود.

جای پای انسانها و آثار پنجه حیوانات در گذشته‌های دور بر روی زمین، ردیابی، مقایسه، توصیف، طبقه بندی، تعبیر و گردیده و به اصطلاح «خوانده» شده است. و مشخص شده است که این رد پاها همواره به هدف و مقصدی منتهی می‌شده اند که عبارت بوده است از چشمه یا غار. این رد پاها اطلاعاتی از صاحبان آنها منعکس می‌کند، از جمله اینکه مسیر راهپیمائی آنان را نشان می‌دهد و همچنین از روی قدمت آنها می‌توان به میزان عمر انسانها یا حیوانات پی برد. به هرحال رد پاها دارای معنا هستند و در نتیجه باید آنها را همچون نوشته هایی عینی و علائمی تصویری در نظر گرفت.

بشر امروزی بسیار بیش از بشر گذشته مجبور به استفاده از نشانه‌ها و نمادهاست. در حدود 4000 سال پیش در مصر و در حدود همین زمان در چین، خط هیروگلیف و خط اندیشه نگار بر مبنای نمادهای اولیه پیدایش یافتند و رفته رفته تکامل پیدا کردند. این خطها ترکیبی از واژه و نمادهای ترسیمی هستند.

سومریها که ابداع خط میخی با قدمت تقریباً 4000 سال قبل از میلاد به آنها منسوب است، کار مصریها و چینی‌ها را دنبال کردند. برخی از نمادهای هیروگلیفی شدیداً وابسته و مرتبط با نوع مصری آن است. در مقابل هیروگلیفهای مربوط به دره رود سند که متعلق به 3000 سال قبل از میلاد و بسیار شبیه به خطوط اندیشه نگاری چینی می‌باشد. حروف الفبا که در فاصله سالهای 1700 تا 1500 قبل از میلاد توسط فنیقی‌ها بنیانگذاری شد، در حدود 1000 سال قبل از میلاد در مناطق متعلق به سامی‌ها و در اطراف مدیترانه گسترش یافت و سپس با اخذ آن توسط یونانی‌ها و تغیر شکل بعضی از حروف آن را کامل کردند.

در حالی که زبان تمام ملتها به زبانهای تخصصی‌تری تبدیل و تقسیم شده اند، در دنیایی که هم اکنون ارتباطی بصری بر آن حاکم است، زبان « نمادی- تصویری- ترسیمی» جدیدی تولد یافته که مستقل از هر نوع زبان در حال پیشرفت و تکامل است و همگان نیز می‌توانند آن را بفهمند.

تشکیل نمادها

نماد‌ها به صورت کل به دو شکل ساخته می‌شوند: یکی آگاهانه و دیگری ناآگاهانه. در ایجاد نماد هایی که آگاهانه بوجود می‌آیند عامل بیرونی و در خلق نماد هایی که ناآگاهانه ایجاد می‌شوند عوامل درونی مؤثر می‌باشند. زمانیکه انسان به درک حقایق فراسوی خرد دست می‌یابد برای بیان معرفت خویش از حقیقت ناگزیر است از نماد‌ها استفاده کند، زیرا بیان حقایقی که در ظرف عقل نمی‌گنجد به وسیله‌ی خرد معمولی کاریست محال و ناممکن. خداوندگار بلخ با اشاره به همین محدودیت عقل در شناخت پدیده‌های غیر مادی و انتزاعی می‌فرماید: "گرچه تفسیر زبان روشنگر است- لیک عشق بی زبان روشنتر است- چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت - چون به عشق آمد، قلم برخود شگافت- عقل در شرحش چو خر در گل بخفت - شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت". به گفته یونگ « از آن جایی که چیز‌های بیشماری فراسوی حد ادراک ما وجود دارند، پیوسته ناگزیر می‌شویم به یاری اصطلاحات نمادین برداشت هایی از آنها ارائه بدهیم که نه می‌توانیم تعریف شان کنیم و نه بدرستی آنها را بفهمیم و درست به همین سبب است که دین‌ها از زبانی نمادین بهره می‌گیرند و خود را با نمایه‌ها تعریف می‌کنند. و بدینگونه است که نماد‌ها آگاهانه آفریده می‌شوند.»

اما باید متوجه بود که اینها تنها بخشی از نمادها را تشکیل می‌دهند. نمادهایی که ناآگاهانه و خود انگیخته به وجود می‌آیند بیشتر در رویاها و حالات کشف و شهود ایجاد می‌شوند. این نمادها که ریشه در کهن‌ترین باورهای انسان‌ها دارند و نمایانگر تأثیرات کهن الگو‌ها می‌باشند، از ژرفای ناخودآگاه سر بر می‌کشند و بیانگر حالات روحی و چگونگی ارتباط خودآگاه با ناخودآگاه نیز هستند. این نمادها از تجربه‌های درونی و فردی اشخاص ناشی می‌شوند و حاکی از تعالی و تنزل شخصیت افراداند. از طریق تحلیل و ارزیابی این نماد هاست که می‌شود در اعماق ناشناخته و مرموز روان انسان سفر کرد و بر تاریکترین زوایای روح بشر روشنی افکند. نمادهایی که ناخودآگاه ساخته می‌شوند، اصیل‌ترین نمادها به حساب می‌آیند، منبع تغذیه و پرورش این نمادها، ناخودآگاه و کهن الگو‌ها هستند. به برکت وجود ناخود آگاه جمعی است که انسان‌ها می‌توانند نمادهای همدیگر را درک و فهم کنند، زیرا ناخودآگاه جمعی در همه جا و در همه وقت تقریبا یکسان عمل می‌کند. بعنوان مثال درخت را در نظر می‌گیریم: درخت یا هر گیاه کهنسال دیگر نماد بالندگی و انکشاف زندگی روانی است. گاهی هم درخت رمز جاودانگی و بیمرگی به شمار رفته است.

 نماد درخت در باور‌های اساطیری و مذهبی ملل مختلف جهان نقش ارزنده داشته که می‌شود مثلا از «درخت ممنوعه» در بهشت که تورات از آن به درخت معرفت یاد کرده است نام برد، بودا حین اینکه در جنگل‌ها و دامنه‌های هیمالیا به تزکیه نفس مشغول بود و برای دست یابی به حقیقت زندگی ریاضت می‌کشید، معرفت حقیقی را هنگامی که در زیر درخت بودهی (معرفت) نشسته بود، دریافت. در داستان حضرت موسی، خداوند نخستین بار از طریق درخت سخن می‌گوید. چنانکه مولانا با توجه به این داستان درخت را جنبه ای ماورایی داده و آن را نشانی از جانان می‌داند.

در بررسی و تحلیل نمادها- چه آنهایی که در رویاهای ما ظاهر می‌شوند و چه آنهایی که در هنر تبلور می‌یابند- باید متوجه چند نکته بود. نخست اینکه مفاهیم آن نمادها را در اساطیر بومی هنرمند جستجو کرد. زیرا اسطوره هایی که در طول هزاران سال در روان افراد یک جامعه جا افتاده اند، بهترین زمینه برای شکل گیری نمادها هستند. و دوم اینکه نظر و عقیده خود شخص در مورد نماد‌های که در اثری هنری بیان می‌دارد و یا در رویایش آنرا می‌بیند، با اهمیت است. چه ممکن است هنرمند نماد مورد نظر را در معنای وارونه و غیر از آنچه که متداول است استعمال کند. نکته‌ی سوم اینکه نمادها را باید در اساطیر همه ملل جهان جستجو و ارزیابی کرد. زیرا ناخودآگاه جمعی که منبع و سرچشمه نمادها به شمار می‌رود، اکثراً طوری نمادها را می‌آفریند که مفاهیم و معانی همسانی داشته باشند. 

امبرتو اکو می‌گوید: از نشانه ها، هم می‌توان برای گفتن حقیقت استفاده کرد و هم برای دروغ گفتن. در نظریه نشانه شناسی می‌نویسد: نشانه شناسی با آنچه می‌تواند نشانه تلقی شود سر و کار دارد. نشانه هر چیزی است که بتوان آن را به عنوان جانشین چیز دیگری به کار برد. این چیز دیگر لازم نیست موقعی که نشانه ای را به جای آن می‌گذاریم الزاما وجود داشته و در جایی قرار گرفته باشد. بنابراین اصولا نشانه شناسی علم مطالعه همه چیزهایی است که می‌توان برای دروغ گفتن به کار برد. اگر از چیزی نتوان برای دروغ گفتن استفاده کرد، از آن نمی‌توان برای گفتن حقیقت هم استفاده کرد. در واقع برای گفتن هیچ چیز نمی‌توان آن را بکار برد. به نظر من تعریف نشانه شناسی بر مبنای نظریه دروغ گفتن را می‌توان برنامه ای کاملا جامع برای علمی به نام نشانه شناسی عمومی به شمار آورد.

نماد و معنا در فرهنگ

گاهی میان دو پدیده یا دو مفهوم در ذهن ما، چنان پیوندی برقرار می‏شود که با ورود یکی از آنها در فضای ذهن، دیگری نیز بلافاصله حضور می‏یابد . دستگاه ذهنی ما از برخورد با یکی به دیگری منتقل می‏شود و از تصور یکی، دیگری را نیز تصور می‏کند . این عملکرد ذهن را «تداعی معانی‏» نامیده‏اند . مثلا اگر دو دوست صمیمی را چند بار با هم ببینیم، با یادآوری یکی از آنها دیگری نیز به یاد می‏آید.

انسان از این ویژگی مهم ذهن خود استفاده کرده و با قراردادهای خاص یا عام، از نشانه‏های ساده‏ای برای احضار معانی به ذهن بهره گرفته است . این نشانه‏های قراردادی، نماد، سمبل، شعار و مظهر نام دارند . تمام واژه‏ها، نشانه‏های قراردادی معانی خود هستند . پرچم نماد یک کشور و ملیت است، آرم نشان یک مؤسسه یا نهاد، حلقه نامزدی نشان همسری، دست‏بر سینه نماد احترام، بوسیدن نماد محبت، القاب و عناوین نشان‏دهنده رتبه علمی و میزان تحصیلات اذان، پیام اسلام، صلیب نشان مسیحیت، چفیه و پلاک نماد جبهه و ایثار و فداکاری و جانبازی، سوزاندن پرچم آمریکا نماد تحقیر فرهنگ استکبار، چادر مشکی سمبل عفت و متانت زن مسلمان، گنبد و گلدسته نشانه مسجد، نوع آرایش سر و صورت نشان اعتقاد به یک ایده و فرهنگ و گروه [اجتماعی] زنگ مدرسه نشان شروع ساعت کلاس چراغ سبز نشان دهنده حق عبور، ویرگول نشان مکث کوتاه، علائم روی دوش نظامیان معرف درجه و موقعیت آنها، و هلال قرمز نماد امداد رسانی.  

دسته‏ای از نمادها، نمایانگر یک ایده و فرهنگ و اندیشه هستند و استفاده از آنها دلبستگی انسان را به آن مکتب یا روش بیان می‏کند .

نماد چنان در معنی ذوب می‏شود که می‏توان به جای احضار معنی از نماد آن استفاده کرد و به این ترتیب روابط اجتماعی را تسهیل بخشید . انسان‏ها برای برقراری روابط و انتقال معانی به اذهان یکدیگر از این پس مجبور نیستند به خود شی‏ء اشاره کنند بلکه با استفاده از یک لفظ، خط، طرح، رنگ، تصویر، صدا و خلاصه با یک نماد این رابطه را به سهولت‏ برقرار می‏نمایند.  

ما آنگاه که برای خرید آینه اقدام می‏کنیم به ویژگی‏های آینه و آینه بودن توجه می‏کنیم، اما وقتی که در آینه نظر می‏کنیم، آینه را نمی‏بینیم بلکه خود را می‏بینیم . نماد هم این گونه است. وقتی برای وضع یک نماد اقدام می‏شود، به ویژگی‏های فردی او توجه می‏شود . اما پس از آن، نماد وجود دیگری از معنی است و بدون ارائه ویژگی‏های خود، یکبار معنی را نشان می‏دهد . این ارتباط شدید میان نماد و معنی هنگامی در ذهن ایجاد می‏شود که شخص،

1 -  از وضع نماد برای معنی آگاهی داشته باشد.

2 - مکرر این پیوند رامشاهده کرده باشد.

هر چه این مشاهده بیشتر باشد، ارتباط میان نماد و معنی شدیدتر می‏شود؛ به حدی که گویا نماد، معنا و معنا، نماد است. آنگاه اگر آدمی نماد را تصور کند، معنا را دیده است و اگر معنا را تصور کند آن را با نمادش درک می‏کند. شاهد این ارتباط شدید انتقال زشتی و زیبایی، قداست و کراهت، عظمت و حقارت و سایر ویژگی‏های معنی به نماد است.

ویژگی‌های نمادها و نشانه‌های فرهنگی:

1-    بیانگر نوع فعالیت مؤسسه می‌باشند. مانند آرم قوه قضائیه، آرم هلال احمر، آرم کشتیرانی و...

2-    ایجاد انحصار برای یک شرکت و مؤسسه به‌منظور جلوگیری از سوء استفاده.

3-    دستیابی به حق و حقوق مانند آرم روی نامه‌های اداری.

4-    برای راهنمایی و هدایت.

5-    حفظ حق و حقوق و جلوگیری از دعوا و...

6-    جنبه بین‌المللی و جهانی بودن و جلوگیری از زیان‌های بی‌مورد.

اهمیت نماد در تحولات فرهنگی

 همانطور که می‌دانید نمادها یک شباهت عینی است و نه ارتباط همجواری. بنابراین عینیت دادن به قراردادهای اجتماعی سرعت بخشیدن در روابط اجتماع با نمادهاست. به طور مثال علائم راهنمایی ورانندگی ، تحولات قانون گرایی و گرایش آهاد مردم و توجه به آن نمادها بیشتر رفع تعارض و برطرف کردن گره‌های موجود در جامعه است. بنابراین نمادها می‌توانند عاملی بازدارنده یا پیش برنده یا تحریک کننده و یا تغییر در رفتار به دنبال داشته باشد. زیرا در پیشرفت جوامع با درنظر داشتن صرف زمان دیگر یادگیری مطالب و یادآوری آنها با روش‌های قدیمی کمتر اقبال بیشتری دارد و با یک قرارداد موقتی که به صورت نماد عینی متجلی می‌شود آن را برای ماهم آموزنده می‌داند و هم الزام به رعایت آن.

تعاریف مفاهیم

 نشانه شناسی

نشانه شناسی علمی است که هدف خود را شناخت و تحلیل نشانه‌ها و نمادها چه آنها که به صورت زبان گفتاری یا نوشتاری در آمده­اند و چه آنهایی که صورت‌های غیر زبانی دارند، اعم از نشانه‌های فیزیولوژیک، بیولوژیک، نظام‌های معنایی، نظام‌های ارزشی، نمادهای نمادین، جهان بینی‌های گوناگون و حتی همه­ی اشکال حرکتی، حالتی، موقعیتی خودآگاه یا ناخودآگاه، تاکتیکی، استراتژیک، فکر شده یا نشده و ... اعلام می‌کند.

به عبارت دیگر، یونانیان قدیم را می‌توان نخستین رهروان نشانه‌شناسى دانست. از آن جمله افلاطون (۳۴۸-۴۲۸ ق.م) در کتاب کراتیلوس منشأ زبان را مورد تأمل قرار می‌دهد و ارسطو (۳۲۲-۳۸۴ ق.م) در کتاب بوطیقا به تأمل در باب تفسیر اسم می‌پردازد. در دوره باستان نیز فلوطین (۲۰۴-۲۷۰ ق.م) با نگارش کتاب در باب زیبایى شاخص نمادگرایى در هنر محسوب شد؛ او معتقد بود هر اثر هنرى باید یک «ایده» را ارائه دهد. به عنوان مثال «یک معمار» ایده‌ای را که در ذهن دارد به خانه‌ای که بیرون از ذهن دارد تبدیل می‌کند. به نظر او، اثر هنرى نشانه‌ای است که به دنیاى ایده‌ها اشاره دارد. در سده‌هاى میانه نیز نمادگرایى تمثیلى مورد توجه قرار گرفت. مردم در این عصر، علاقه‌مند بودند تا از موضوعات کتاب مقدس، کلیساها را بنا نهند، از آن جمله می‌توان به «بام بهشت»، «اورشلیم بهشتى» یا «معبد سلیمان» اشاره کرد. به عنوان مثال، ستون‌هاى یک کلیسا، نمادى براى پیامبران یا قدیسان بود.

هر چند نشانه شناسی عمری به درازای تاریخ دارد و نظریه ای نیست که به یک باره شکل گرفته باشد اما محققان روش شناس، عموماً سرچشمه­ی این نظریه را در رهیافت‌های فردینان دوسوسور و چارلز پیرس باز جسته اند. اولی بیشتر از منظری فنی و زبان شناسانه به این نظریه پرتو افکنده است و دومی رویکردی منعطف‌تر دارد. در واقع  هر دو، میان دانش و نشانه پیوندی تازه برقرار کرده­اند و این رویکرد فکری را به قلمرو مطالعات دانشی وارد ساخته اند.

به طور کلی هدف و مقصود نشانه شناسی، مطالعه نظام‌های نشانه­ای مانند زبان ها، رمزها، نمادها، نشانه‌های علامتی و مواردی از این دست است. نشانه شناسی یکی از بهترین روش‌های کارآمدی است که با ایجاد معنی ­و یا ­به تعبیر رولان بارت با « فرایند معنی دار شدن » سر و کار دارد.

واژه "Symbol" در لغت به‌معنای نماد، نشانه، دال، نمودگار، نمون، رمز است و در عرف علمی، کد و سمبل نیز برای آن به‌کار می‌رود. این اصطلاح، در حوزه فلسفه زبان، زبان‌شناسی، ارتباط‌شناسی و هنر و ادبیات به‌کار برده می‌شود و اصل آن ریشه در ادبیات نشانه‌شناختی جهان باستان دارد. گذشتگان همواره منابعی غنی از رمزها (نمادها) را در ادبیات خود در بر داشته‌اند و نمادها از ارکان اساطیر کهن است؛ بلکه زبان اسطوره، نماد است. در کتاب فرهنگ اصطلاحات ادبی جهان سمبول این چنین تعریف شده است:

سمبول عبارت از چیزی است که نماینده چیز دیگر باشد. اما این نماینده بودن نه به علت شباهت دقیق میان دو چیز است بلکه به معنای اشاره‌ای مبهم یا رابطه‌ای اتفاقی یا قراردادی است.

منظور از سیستم‌های نشانه شناختی و سیستم‌های سمبلیک این است که شیء چطور به امر ذهنی تبدیل می‌شود مثل یک فکر و بر عکس چطور یک امر ذهنی به امر واقعی و جسم تبدیل می‌شود. به عبارت دیگر تبدیل ذهنیت به عینیت و بر عکس. عینیت از طریق سیستم حسی به ذهنیت تبدیل می‌شود. یک چیز واقعی از طریق دیدن، شنیدن، بوییدن و لمس کردن  به چیز ذهنی تبدیل می‌شود. این چیز ذهنی فرایند اصلی آن بازنمایی است. افرادی بعد از لوی استرواس عقیده داشتند که چیزی به نام واقعیت واقعی نداریم و چیزی که وجود دارد صرفاً برساخته‌های فردی از واقعیت محسوس است. واقعیتِ بازنموده یعنی چیزی که من می‌بینیم چیزی نیست که فی الذات وجود دارد بلکه فقط چیزی است که من می‌بینم. این مفهوم، نافی واقعیت نیست بلکه نافیِ وحدتِ واقعیت است؛ یعنی واقعیت نه یک امر واحد و تک است و نه یک امر همگن است. در حالی که واقعیت در جهان بیرونی نه همگن است و نه واحد، در سیستم ذهنی باید هم همگن و هم واحد باشد و تضاد اساسی بین سیستم مغزی و ذهنی و سیستم واقعی وجود دارد. سیستم‌های عینی این را درک نمی‌کنند مغز انسان نمی‌تواند مفهوم تضاد را بپذیرد، مغز نمی‌تواند بی معنایی را نیز درک بکند بی معنایی برای مغز غیر قابل تعریف است. نشانه اگر وجود نداشته باشد سیستم‌های طبقه بندی از بین می‌روند. افراد بدون آگاهی و به صورت ناخودآگاه سیستم‌های نشانه شناختی را درونی می‌کنند. سیستم زبانی و سیستم نشانه شناختی باید با هم هماهنگ باشند. در مورد جهانشمول بودن نشانه‌ها روان شناسان بسیار تمایل دارند که بگویند یک نشانه به لحاظ زبان شناسی، جهانی و عام است و این گونه مطرح می­کنند که سیستم‌های روانی ناشی می­شوند از سیستم حسی که ایجاد می‌شود و تعداد عواطفی که سیستم‌های حسی ایجاد می‌کنند بسیار محدود است؛ بنابراین تعداد عواطف در تمام فرهنگ‌ها محدود است و افراد بر اساس این عواطف عمل می‌کنند و بعد سیستم‌های ماهیچه ای و بعد سیستم‌های کُنِشی را مطرح می‌کنند. پُل اکمن بر اساس سیستم‌های آزمایشگاهی می‌خواهد ثابت کند که تعداد عواطف محدود است و این عواطف ایجاد احساس سیستم‌های ماهیچه ای یکسان می‌کند مثل خنده، خشم، غم، ترس، تعجب و غیره. کسانی که در مقابل اکمن قرار دارند نفی نمی‌کنند که در انسان یک تیپ از جهانی شدن بیولوژی وجود دارد مثلاً خنده که یک واکنش بیولوژی است در انسان‌های مختلف و در فرهنگ‌های مختلف به یک صورت دیده می‌شود و با اثر بیولوژی یکسان که انبساط است. اما بحث جهانی شدن را طبعاً انسان شناسان نمی‌پذیرند ولی در آن طرف قضیه دیدگاه غالبی که خاص و ویژه بود امروز پذیرفته نیست. در نظام‌های جدید این پذیرفته است که ما باید هر چه بیشتر به طرف سیستم‌های تفسیری برویم و سیستم‌های روایت‌های چندگانه.

انواع نشانه

طبقه‌بندی‌های متعددی از انواع نشانه ارائه شده است که در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

1) طبقه‌بندی قدما؛ سوسور می‌گوید: از قدیم میان دو دسته از علایم تفکیک قایل می‌شدند. یکی از علایمی که در آنها نشانه با معنی ربط دارد که به یونانی آن را آیکون(Eikon)  می‌گفتند و قصدشان آن دسته از علایم بود که رابطه‌ای بین شکل و معنای آن وجود داشت. و دوم، نمادها که علایم قراردادی یا غیر آیکونیک(Noniconic)  نام داشته‌اند.

2) طبقه‌بندی سوزان لانگر؛ سوزان لانگر معتقد است که 59049 نوع نشانه وجود دارد که آنها را سرانجام در یک طبقه‌بندی کلی‌تر به شصت و شش نوع کاهش می‌دهد.

3) طبقه‌بندی چارلز پیرس؛ پیرس "نشانه‌ها" را به سه دسته معروف شمایل(Icon)، نمایه(Index) و نماد(Symbol)  تقسیم کرده است. طبقه‌بندی سه‌گانه پیرس هنوز به‌طور گسترده‌ای در مطالعات نشانه شناختی به آن ارجاع می‌شود. پیرس خود این طبقه‌بندی را بنیاد‌ی‌ترین تقسیم‌بندی نشانه‌ها می‌داند.

4) طبقه‌بندی نشانه‌شناسان کارکردگرا؛ نشانه‌شناسان کارکردگرا (آندره مارتینه، ژن مارتینه، ژرژ مونن، لویی پریتو، و به‌ویژه اریک بویی سانس) تقسیم‌بندی تازه‌ای برای دسته‌بندی انواع نشانه‌ها پیشنهاد کرده‌اند که در حکم تکامل دسته‌بندی پیرس است. آنان چهار دسته از واحدهای نشانه‌ای را از یکدیگر جدا دانسته‌اند: 

الف) نمایه‌های طبیعی: در اینجا هیچ قراردادی، رابطه‌ای میان دال و مدلول را تعیین نمی‌کند، اما میان این دو نسبت زمانی و مکانی وجود دارند. هر دو بیانگر یک واقعیت هستند، و مستقل از هرگونه نیت یا خواست ذهنی وجود دارند. همچون مثال مشهور دود که دلالت دارد بر وجود آتش.

ب) شمایل: در شمایل، قراردادی رابطه دال و مدلول را تعیین نمی‌کند، اما میان این دو نسبت زمانی و مکانی نیز همچون نسبتی ضروری وجود ندارد. این دو بیانگر یک واقعیت نیستند و می‌توانند مستقل از هرگونه نیت باشند، اما به همین شکل می‌توانند وابسته به نیتی هم باشند. همچون مثال نسبت عکسی از فردی با خود آن فرد.

ج) نماد: در نماد رابطه دال و مدلول با قراردادی تعیین می‌شود، اما این قراردادی استوار است به‌گونه‌ای همانندی شمایلی. نسبت این دو تا حدودی قراردادی است و تا حدودی استوار به همانندی است. نماد به‌گونه‌ای ضروری نیت‌مند است. همچون شکلی که تا حدودی همانند هواپیماست، بر علامتی کنار جاده به نشانه جاده‌ای که به فرودگاه می‌رسد.

د) نشانه: در "نشانه" آن همانندی نسبی "شمایلی" وجود ندارد، نسبت دال و مدلول صرفاً قراردادی است. نشانه به‌گونه‌ای مطلق و ضروری نیت‌مند است. همچون واژه فرودگاه بر تابلویی در یک بزرگراه، که نشانه جاده‌ای است که به فرودگاه ختم می‌شود.

نکته: برخی از پژوهشگران معتقدند نمایه، شمایل و نماد، تنها بیانگر وجه ممیز و شاخص این سه‌گونه از انواع نشانه هستند وگرنه هریک دارای عناصری از دو گونه دیگر نیز هستند و هر سه مکانیسم معنایابی در فهم معنای یک نشانه به کار می‌روند.

نشانه تصریحی و تلویحی  

برخی از نشانه‌شناسان در عین حال که قراردادی بودن نشانه‌ها را پذیرفته‌اند، آ‌نها را بر دو دسته تصریحی (Explicit) و تلویحی (Implicit) یا ضمنی تقسیم کرده‌اند. نشانه‌های تصریحی دقیق‌تر از نشانه‌های تلویحی است. واژگان فنی مربوط به نشانه زبانی، تصریحی و واژگان هنری، مربوط به نشانه‌های تلویحی‌اند. در علوم تجربی و ریاضی عموماً دلالت‌های صریح نقش مسلط را دارد، اما در ادبیات و هنرهای گوناگون نقش مسلط را دلالت‌های ضمنی ایفاء می‌کند.

نظام‌های نشانه‌ای

هریک از نشانه‌ها متعلق به یک نظام خاصی است که قوانین تفسیری و زبانی خاص خود را دارد و بر اساس آن به دلالت بر معانی می‌پردازد. زبان‌های گوناگون، حرکات بدنی، حالات چهره، پوشاک، نظام‌های تصویری و نور در چندرسانه‌ای‌ها و ... همگی نظام‌های نشانه‌ای هستند. مثلاً لباس زن و مرد و رنگ عمامه در روحانیون و لباس‌های اقوام محلی هر یک نشانه‌ای در نظام نشانه‌ای پوشاک در ایران هستند. و باز بعنوان مثال، نظام نشانه‌ای نورپردازی در سینما، دالّ‌ها و مدلول‌های خاص خود را دارد و مثلاً نورپردازی روشن و تیره و بلکه هر یک از انواع رنگ دارای پیام و مدلول خاص خود هستند. و همین‌طور گفتار و نوشتار و نشانه‌های حرکتی و موسیقیایی و آوایی نیز هر یک، نظام نشانه‌ای جداگانه هستند.

گاهی هم با ترکیب این خرده‌نظام‌ها، برخی اصطلاح نظام نشانه‌ای را برای معنایی کلان‌تر بکار می‌برند؛ مثلاً می‌گویند: «تفاوت نظام‌نشانه‌ای در سینما و عکاسی چیست؟» و حال آنکه هریک از عکاسی و سینما از یک نظام نشانه‌شناسی جدا برخوردارند. نظام نشانه‌ای در عکاسی، شمایلی است و نمایه‌ای اما سینما، مشتمل بر شش نظام مختلف است که یکی از آن‌ها عکس است:

1.   نظام نشانه‌های تصویری، که از نشانه‌های شمایلی آغاز می‌شود، اما از آن‌ها می‌گذرد.

2.   نظام نشانه‌های حرکتی که جدا دانستن آن از نظام تصویری، یکی از مهم‌ترین گام‌های نشانه‌شناسی سینما بوده است.

3.   نظام نشانه‌شناسی زبان‌شناسیک گفتاری، یعنی هرگونه کاربرد زبان گفتاری و کلام در سینما، چون مکالمه، تفسیر خارجی، زبان‌های خارجی و ...

4.   نظام نشانه‌های زبانشناسیک نوشتاری، یعنی هر شکل کاربرد زبان نوشتاری در سینما، چون عنوان‌بندی، نوشته‌هایی که درون عناصر تصویری جلوه می‌کنند، زیرنویس‌ها و ...

5.   نظام نشانه‌های آوایی غیرزبانشناسیک، یعنی هر شکل از اصوات که به مقصود ارائه معنا از راه عناصر زبانشناسیک ارائه نشوند، سر و صداها، اصوات طبیعی و ...

6.   نظام نشانه‌های موسیقایی، چون موسیقی متن، موسیقی فیلمنامه‌ای، زمزمه موسیقایی شخصیت‌ها و ....

نشانه کامل و نظام نشانه‌ای غنی

سوسور تنها به یک جنبه از نشانه‌ها یعنی سویه نمادین توجه داشت و با تأکید بر سویه قراردادی نشانه‌ها، امکانات نشانه‌شناسیک دیگر را یا از نظر دور می‌د‌اشت، و یا بی‌ارج می‌دانست. برخلاف او پیرس نشان داد که در کامل‌ترین نشانه‌ها آمیزه‌ای از سه جنبه شمایلی، نمایه‌ای و نمادین یافتنی است. از نظام‌های ارتباطی موجود در دنیای ما، سینما کامل‌ترین نظام است و به همین جهت است که افسون‌گرانه مخاطب را در بند خود می‌کند.

نشانه‌ها و حقیقت

اُومبرتو اکو نشانه‌شناس ایتالیایی می‌گوید: از نشانه‌ها هم می‌توان برای گفتن حقیقت استفاده کرد و هم برای دروغ گفتن. بلکه او در جایی خاطرنشان می‌کند که نشانه‌شناسی بررسی چرایی و چگونگی امکان دروغگویی است. توضیح بیشتر را او در نظریه نشانه‌شناسی می‌نویسد: نشانه‌شناسی با آنچه می‌تواند نشانه تلقی شود سر و کار دارد. نشانه هر چیزی است که بتوان آن را بعنوان جانشین چیز دیگری به‌کار برد. این "چیز دیگر" لازم نیست موقعی که شماره‌ای را به‌جای آن می‌‌گذاریم الزاماً وجود داشته و در جایی قرار گرفته باشد. بنابراین اصولاً نشانه‌شناسی علم مطالعه همه چیزهایی است که می‌توان برای دروغ گفتن به‌کار برد. اگر از چیزی نتوان برای دورغ گفتن استفاده کرد، از آن نمی‌‌توان برای گفتن حقیقت هم استفاده کرد. در واقع برای گفتن هیچ چیز نمی‌توان آن را به‌کار برد. به نظر من تعریف نشانه‌شناسی بر مبنای "نظریه دروغ گفتن" را می‌توان برنامه‌ای کاملاً جامع برای علمی به‌نام نشانه‌شناسی عمومی به‌شمار آورد.

بعضی راه‌هایی را که به کمک آنها می‌توانیم دروغ بگوییم (و عملاً هم می‌گوییم)، یا به‌عبارت مؤدبانه‌تر دیگران را با نشانه‌ها گمراه می‌کنیم، عبارت‌اند از:

مورد    

نشانه‌های گمراه‌کننده

  

کفش پاشنه‌بلند

کوتاه‌قدها را بلندقد می‌کند

موی رنگ کرده

بلوندهایی که در واقع موخرمایی‌اند و نظایر این‌ها

بدلی

تظاهر می‌کند به اینکه دکتر، قاضی و غیرهاست

جعل هویت

تظاهر می‌کند به اینکه شخص دیگری است

تمارض

تظاهر می‌‌کند به اینکه مریض است

تئاتر

تظاهر به داشتن احساسات با عقاید خاص می‌کند

خوراکی

خرچنگ و میگو مصنوعی

خالی‌بندی

دروغ‌هایی که به مردم ضرری نمی‌رساند

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که سرشار از نشانه‌هایی است که دروغ می‌گویند و گمراه می‌کنند.

نماد

واژه Sign در لغت به معنی نشان، علامت و نماد است و ریشه در ادبیات نشانه‎شناختی یونان باستان دارد. نماد، نشانه‌ای است که میان صورت و مفهوم آن نه شباهت عینی است و نه رابطه همجواری بلکه رابطه‌ای است قراردادی، نه ذاتی و خود به خودی. نشانه‌های نمادین را نشانه‌های غیرآیکونیک (Noniconic) و نشانه‌های طبیعی و نشانه‌های قراردادی و نشانه‌های وضعی نیز می‌نامند. مردم شناسان بر این باورند که معنی در ذهن به ظهور می‎رسد و از رفتار فرد سر برمی‎آورد. در تعریف معنی ر.لینتون بیان می‎کند، «معنی مجموعه‎ای از خصایص فرهنگی مرکب از پیوندهایی است که هر جامعه‎ای به آن نسبت می‎دهد. این گونه پیوندها ذهنی هستند و غالبا جنبه ناهشیارانه دارند و فقط به طور غیرمستقیم در رفتار آنان متجلی می‎شوند». از سویی ویلیام بی‎من به نقل از ترنر می‎نویسد: «نماد چه عینی و چه انتزاعی، از نظر کارکردی، سازوکاری است که در چارچوب یک نظام فرهنگی، پدیده‎هـایی ملموس و عینی را به «معـانی» مربوط می‌سازد. به اعتقاد محسنیان‎راد، نماد خود عامل زایش فرهنگ است آنجایی که پدیده‎های ملموس و عینی را در چارچوب یک نظام فرهنگی به معانی مرتبط می‎سازد. همانطور که اشنایدر فرهنگ را، نظامی از «نمادها و معانی» تعریف کرده است.

پروفسور دنیس استاد دانشگاه بوستون در کتاب "نشانه‌ها و رمزها، ارتباطات انسانی و تاریخچه آن"، درباره تفاوت انواع نشانه‌ها می‌نویسد: «علایم را حیوانات نیز به‌خوبی انسان درک می‌کنند؛ در حالی که نمادها این‌گونه نیستند. علایم عملکردی انحصاری دارند؛ در حالی که نمادها، نماینده معنای وسیع‌تر و حاوی واقعیت کمتری هستند. نشانه‌های تصویری مانند اصل خود هستند و در نتیجه متقاعد کننده‌اند و بدون توضیح تقریباً قابل درک اند، در حالی که نمادها منحصراً از طریق قراردادهای اجتماعی مفهوم پیدا می‌کنند و غالباً از طریق آموزش مستقیم باید آموخته شوند. نمادها پیچیده‌تر از نشانه‌ها هستند.

شیوههای پیدایش نماد

نمادها به شیوه‌های مختلفی در آثار ادبی نمود پیدا می‌کنند.

1 - گاه در تک‌بیت‌های مستقل و پراکنده و گاه در درون یک اثر ادبی حضور پیدا می‌کنند؛ مانند حیوانات موجود در مثنوی و در تک‌بیت‌های صائب تبریزی.

2 - گاه در قالب یک داستان یا حکایت یا قصه مطرح می‌شوند؛ مثل بسیاری از حکایات و قصص مثنوی معنوی که دربردارندة پیام اخلاقی و عرفانی هستند.

3 - گاه کل یک اثر ساختاری نمادین و تمثیلی دارد؛ مانند کلیله و دمنه نصرالله منشی و منطق‌الطیر عطار. 


پیام یا سوال خود را برایمان بفرستید

پر کردن فیلد های ستاره دار الزامی می باشد.*

*

همکاری در فروش فایل میهن همکار